تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
كه داراى خار و تيغ باشد و خوردن ميوه‌اى كه از درخت مىچينند ، پس بنا بر اين تعبير اضافه نيكوست و اين آنكه خوردن هر گاه از درخت چيده شود پس ميوه هر درخت از خود اوست و غير اضافه به خوبى اضافه نيست براى آنكه خمط ، البته اسم آن درخت است و صفت نيست ، پس وقتى وصف نبود مجرور بر ما قبلش نميشود چنانچه وصف جارى بر موصوف مىشود و بدل گرفتن هم آسان نيست براى آنكه آن نيست ، و بعض آن هم نيست به جهت آنكه چيدن از درخت است ولى درخت از چيدن نيست ، پس جارى كردن آن بر او بر وجه عطف بيانست مثل آنكه بيان كرده كه چيدن مال اين درخت است و از آنست كه ابو الحسن گويد : در كلام عرب بهتر اينست كه اضافه ميكنند هر چه از اين قبيل باشد مانند دار آجرخانه آجرى و ثوب خز لباس خزى ، گويد فاكل خمط قرائت بسيارى است و در عربيت خوب نيست . و دليل كسى كه قرائت كرده و هل نجازى با نون قول خدا ( جزيناهم ) است و كسى كه يجازى خوانده بنا بر مبنى بودن فعل است براى مفعول ، پس بتحقيق كه جزا دهنده خداى تعالى است و البته كفور مختص بجزاء شده براى آنكه مؤمن گاهى از گناهش صرف نظر مىشود خداوند سبحان گويد
وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ
« 1 » و صرف نظر ميكنيم از گناهشان و فرمود
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
« 2 » و البته حسنات و كارهاى شايسته گناهان را از بين ميبرد ، و كافر چنين نيست زيرا كه او بهر عمل بدى كه كرده مجازات و كيفر مىشود و امّا ادغام كسايى لام را در نون جايز است سيبويه حكايت كرده و
هامش
( 1 ) - سورهء احقاف آيهء : 16 . ( 2 ) - سورهء هود آيهء : 114 .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 240 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى