بعلّت اينكه خود امانت را فرشتگان حمل كرده و بدان قيام نمودهاند .
زجاج گويد : هر كس امانت را خيانت كند پس قطعا آن را برداشته و كسى كه برندارد امانت را ، پس مسلّما آن را به صاحبش ردّ كرده است و همچنين هر كس گناهى مرتكب شود البته متحمل بار گناه شده است ، خداوند سبحان فرمايد
لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ
و هر آينه برميدارند بارهاى گناه خود را و گناههاى ديگران را با گناه سنگين خودشان پس خداوند اعلام فرمود و آگاهى داد كه كسى كه بگناهى رجوع كرد و او را حامل گناه مينامند و اين قول خوبى است براى آنكه گفت كافر و منافق امانت را حمل كردند يعنى خيانت كردند و اطاعت نكردند و بعضى از علماء در حمل امانت به معناى - خيانت گفته است .
اذا انت لم تبرح تؤدى امانة * و تحمل اخرى افدحتك الودايع
هر گاه تو همواره امانتى را گرفته و رد كردى امانت ديگرى را گرفتى امانتها تو را ثقيل و سنگين نمايد و من ميگويم كه ظاهرا دلالت بر اين ندارد براى آنكه ممكن است كه مقصود در اينجا قبول امانت باشد به جهت اينكه شاعر آن را در برابر اداء قرار داده پس گويا كه گفته است هر گاه هميشه تو قبول امانت - كرده و ديگرى را به صاحبش رد كنى خود را مشغول به پذيرفتن امانتها و اداء آن كنى پس اين كار تو را گرانبها و سنگين نمايد .
2 - ابى مسلم گويد : معناى عرضنا عارضنا و قابلنا باشد پس بدرستى كه عرض چيزى بر چيزى و معارضه آن يعنى مقابله آن به آن يكسانست و امانت چيزيست كه خداوند سبحان با بندگانش پيمان بسته از امر و نهى او و در باره عهد و پيمان كتابها و پيامبران فرستاده و بر آن پيمان گرفته است ، و مقصود اين