هامش
آن را با سنگينىاش برميدارد و براى خودش يا غير برگزيدگان من ادعا مىكند ، پس آسمان و زمين و كوهها امتناع و خوددارى كردند از برداشتن آن و ترسيدند از ادعاء مقام ايشان و آرزو كردن محل ايشان از عظمت و بزرگى خدا . . . تا آخر حديث كه مفصّل است .
و باز به سند ديگر از ابو بصير از حضرت صادق عليه السلام روايت نمود كه مقصود از امامت و ولايت و منظور از انسان ابو الشرور منافق ( دوّم ) است .
و نيز باسنادش از حسين بن خالد روايت كرده كه گفت سؤال كردم از على بن موسى الرضا عليه السلام از قول خداى عزّ و جلإِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ . . .فرمود امانت ولايت است ، كسى كه آن را بدون حق ادعا كند كافر است .
محمد بن حسن صفار ( در بصائر الدرجات ) باسنادش از امام باقر ( ع ) روايت كرده از اين آيه شريفه فرمودند ، امانت ولايت است كه آسمان و زمين و كوه خوددارى از حمل آن نمودند و لكن انسان آن را قبول كرد و آن ابو فلان بود .
مترجم گويد : از خطبه شقشقيه استفاده مىشود كه مقصود از ابو فلان ابو بكر است زيرا فرمود
لقد تقمصها ابن ابى قحافة و انه ليعلم ان محلّى منها محل القطب من الرحى ،
هر آينه بتحقيق كه پسر ابى قحافه يعنى ابو بكر - قميص و پيراهن خلافت را پوشيد در حالى كه او ميدانست كه محل من از آن محل ميله آسياست ( كه اگر نباشد آسيا بگردش در نمىآيد ) .
على بن ابراهيم قمى در تفسيرش گويد : امانت ، امامت و امر و نهى است و دليل بر اينكه امامت است قول خداى عز و جل بائمه عليهم السلام است كه ميفرمايدإِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِهايعنى امامت را پس امانت امامت است كه خدا بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه نمود پس آنها از برداشتن آن خوددارى كردند كه آن را ادّعا يا غضب از اهل آن نمايند و ترسيدند از اين كار و حمل كرد آن را انسان يعنى ابو بكر . . .
ابن شهر آشوب از ابى بكر شيرازى در كتاب نزول قرآن در شأن على " ع "