اينست كه طمع او مسبب از خضوع و نرم گفتن آنهاست و هر گاه عطف باشد نهى است براى آنها و براى آن منافق بيمار و دليلى در آن نيست بر اينكه طمع از براى خاطر آنها ايجاد مىشود .
شرح لغات :
التبرّج : ابراز كردن زر و زيور و موارد زينت و زيبايى خود را گرفته شد از برج است و آن گشادى در چشم است و طعنه برجاء واسعه و چشمك با چشم گشاد و در دندانهاى او برج است يعنى ميان دندانهاى او باز و گشاد است .
اعراب :
قول خدا ( ليذهب ) لام متعلّق به محذوف است و تقدير آن ( و ارادته ليذهب ) و جايز است كه متعلّق باشد به يريده .
( اهل البيت ) منصوب بر مدح است تقدير آن ( اعنى اهل البيت ) است و جايز است كه منادى مضاف باشد ، و در عربيت جايز است جر دادن لام اهل البيت و رفع آن ، پس جر بنا بر اين است بدل از كم باشد و مرفوع باشد بنا بر مدح بودنست .
تفسير :
آن گاه خداوند سبحان اظهار نمود فضيلت زنان پيغمبر ( ص ) را بر ساير زنها بقولش :
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ
اى زنان پيغمبر ( ص ) شما مانند يكى از زنها نيستيد ؟
زجاج گويد : نگفت مثل واحدى از زنها بعلّت اينكه احدا براى نفى عام