است ، و از اين نمونه است شعر شاعر ديگر كه ميگويد :
( منطق صائب و تلحن احيانا * و خير الحديث ما كان لحنا )
يعنى : ( داراى منطقى با نفوذ است كه گاهى هم كنايهآميز است ، و بهترين گفتار آن است كه در آن كنايه و اشاره باشد ) .
و علّت اينكه به ( تعريض ) ( لحن ) گفته مىشود آنست كه لحن عبارتست از كشاندن سخن به جهت خلاف مسير آن ، و از همين باب است كه عمر گفته است كنايه و لحنگويى را بياموزيد همانگونه كه قرآن را مىآموزيد .
2 - امّا استعمال لحن در غلط و خطاء ، اين نوع لحن عبارتست از منحرف ساختن اعراب ( حركات حروف ) از جهت صحيح آن ، و فعل آن ( لحن يلحن ) است كه اسم فاعل آن ( لاحن ) مىباشد .
معنى آيات :
آن گاه خداوند علّت تسلّط شيطان را بر آنان بيان داشته مىفرمايد :
« ذلِكَ »
يعنى : اين وسوسهها و فرمانهاى شيطانى
« بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ »
بدان جهت بود كه آنان به كسانى كه از آنچه خداوند نازل فرموده است بدشان مىآيد گفتند . . .
حضرت امام محمّد باقر و امام جعفر صادق ( ع ) ميفرمايند : ( منظور از اينان بنى اميّه است كه از آنچه خداوند در مورد ولايت على ابن ابى طالب ( ع ) نازل كرده بود بدشان آمد .
« سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ »
يعنى بعضى از خواستههاى شما را بجا مىآوريم « 1 » .
هامش
( 1 ) - تفسير نور الثقلين ج 5 صفحهء 42 حديث 67 : ( از اصول كافى از