بعضى گفتهاند اينست كه خداوند درختان را با انوار خود خندانده و ابرها را با ريزش باران گريانده است .
« وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا »
يعنى : خداوند مرگ را آفريده است و بوسيلهء آن ، زندگان را مىميراند ، و اين عمل كارى است كه غير از خدا هيچكس بر آن قدرت ندارد ، زيرا اگر كسى قدرت بر ميراندن داشته باشد قدرت بر زنده كردن نيز خواهد داشت ، زيرا كسى كه قدرت بر چيزى داشته باشد قدرت بر ضد آن هم خواهد داشت ، و احدى بجز خداوند قدرت بر زنده كردن ندارد .
و نيز خداوند زندگى را آفريده است كه بوسيلهء آن حيوانات را زنده ساخته است ، و در دنيا مخلوقات را ميرانده و در آخرت براى دريافت مجازات آنان را زنده ميسازد .
« وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ »
يعنى : خداوند هر دو صنف نر و ماده را آفريده است .
« الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى »
يعنى : نر و ماده را از هر حيوانى .
« مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى »
عطا و ضحاك و جبائى ميگويند : يعنى : هنگامى كه نطفه از مذكر و مؤنث مشتركا خارج شده در رحم ريخته شود ، و نطفه عبارتست از آب مرد و زن كه از آن فرزند متولد ميگردد .
بعضى هم گفتهاند : ( تمنى ) يعنى تقدير مىشود ، كه معنى اصلى اين ماده مىباشد ، بنا بر اين معنى چنين خواهد شد ، نطفه بر اساس يك تقدير در رحم زن قرار ميگيرد .
« وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى »
نشأة اخرى يعنى : آفرينش دوباره در روز قيامت يعنى : بر خداوند لازم است كه روز قيامت مردم را زنده كند تا بپاداش برسند .
اگر بگويند : لفظ ( على ) كلمهء الزام و ايجاب است بنا بر اين چگونه بر