( القناة ) بمعنى ( كهريز ) زيرا ( كهريز ) چيزى است كه آب را جمع و هدايت مىكند .
الشعرى - ستاره ايست كه در ما وراء ستارهء جوزاء قرار دارد ، و يكى از سيارات ذراع اسد است و سوگند عشيرهء مرازم است كه در دوران جاهليت آن را ميپرستيدند المؤتفكة - بمعنى منقلبه است كه بمعنى زير و رو شده است ، گفته مىشود :
ائتفكت بهم ، تأتفك ائتفاكا ، و از اين باب است ( افك ) كه بمعنى كذب است كه بمعنى وارونه ساختن معنى از جهت خود مىباشد .
اهوى - يعنى آن را در هوى فرود آورده است ، و از اين باب است ( اهوى بيده ليأخذ كذا ) يعنى : دست انداخت كه فلان چيز را بگيرد ، و لغت هوى يهوى بمعنى آنست كه وارد در هوى شده است ، اما اگر انسان از روى بلندى به وسيله نردبان يا پله پائين بيايد گفته نميشود ( اهوى ) و نه ( هوى ) .
ازفت الأزفة - يعنى آنچه نزديك شدنى است نزديك شد .
نابغهء شاعر گفته است :
( ازف الترحل غير ان ركابنا * لما تزل برحالنا و كان قد )
يعنى : ( هنگام كوچ كردن نزديك شده است ، اما هنوز بار و بنهء ما بر مركبها سوار نشده است ، گرچه نزديك است ) .
شاعر ديگر كعب بن زهير گفته است :
( بان الشباب و امسى الشبيب قد ازفا * و لا ارى لشباب ذاهب خلفا )
يعنى : ( جوانى رفت و پيرى نزديك شد ، و من براى جوانى رفته بازگشتى نمى بينم ) .
سامدون - سمود بمعنى لهو و بازى است ، سامد بمعنى بازيگر و لهو كننده است كه گفته مىشود : سمد يسمد ، شاعر عرب گويد :
( رس الحدثان نسوة آل حرب * به مقدار سمدن له سمودا )
( فرد شعورهن السود بيضا * و ردّ وجوههن البيض سودا )