بوده ، و لذا مشركين حضرتش را به ( ابن ابى كبشه ) مىناميدند ، زيرا همانگونه كه ابو كبشه در پرستش آن ستاره با ديگران مخالفت ميكرده است ، پيامبر ( ص ) نيز با آنان در دين مخالفت مىنموده است .
« وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى »
و اين عاد عبارتست از عاد بن ارم ، و اينان قوم هود هستند كه خداوند آنان را بوسيلهء طوفانى تند به هلاكت رسانيد ، و اينان داراى نسلى بودند كه قوم دوم ميباشند .
ابن اسحاق ميگويد : اينان بعلّت آنكه نسبت به يكديگر ظلم كردهاند به هلاكت رسيدند ، و با كشتار يكديگر نابود گشتند .
« وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى »
يعنى : قوم ثمود به هلاكت رسيده باقى نماندند .
و جايز نيست نصب
( وَ ثَمُودَ )
بوسيلهء
( فَما أَبْقى )
باشد ، زيرا ما بعد ( ما ) در ما قبلش عمل نميكند ، گفته نميشود : ( زيدا ما ضربت ) زيرا ( ما ) از لحاظ صدارت طلبى جارى مجراى استفهام است .
و علت اينكه ( انّ ) در چند مورد اين آيه بفتح خوانده شده است آنست كه همهء اين موارد در صحف ابراهيم و موسى بوده است ، مثل اينكه گفته است ( ام لم ينبأ بما فى صحف موسى و ابراهيم الذى و فى بأنه لا تزر وازرة و زر اخرى و بانه كذا و كذا ) .
« وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ »
يعنى : پيش از قوم عاد و ثمود قوم نوح را به هلاكت رسانديم .
« إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى »
يعنى : قوم نوح از اقوام ديگر ظالمتر ، و طاغىتر ميباشند ، زيرا دعوت نوح طولانى بود و قوم او در كفر و تكذيب سركشى بيداد ميكردند .
« وَ الْمُؤْتَفِكَةَ »
يعنى : قريههاى قوم لوط كه بوسيلهء عذاب الهى ويران گشته است .