حسن گفته است : سموم اسمى است از اسماء جهنّم ، و بعضى گفتهاند :
معنى آنست كه بعضى از بهشتيان از ديگران ميپرسند كه شما در دنيا چه كار - هايى انجام داديد كه با آن استحقاق يافتيد امروز به اين پاداش نيك و بودن در بهشت دست يابيد ؟ در جواب ميگويند : ما در دار تكليف از عذاب خدا ميترسيديم ، و قلبمان نازك بود ، زيرا إشفاق بمعنى رقّت قلب است ، در موردى كه انسان از چيزى بترسد ، و شفقت ضد غلظت است و اصل آن ناشى از ضعف است ، از قول عرب كه ميگويد : ( ثوب شفق أى ضعيف النسج ) يعنى : پيراهن نازك بافت و نيز از آن قبيل است ( شفق ) كه به سرخى دم غروب خورشيد گفته مىشود ، زيرا اين شفق يك سرخى ضعيف است .
منظور از (
فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
) كسانى است كه از نزديكان هستند ، و اهل كسى است كه وابستگى به كسى دارد از راهى كه نسبت به او اولى باشد ، و سموم حرارتى را گويند كه از راه سوراخهاى بدن نفوذ كند و انسان را آزار دهد ، و اصل آن ( سم ) است كه در زبان عرب به محل بيرون آمدن نفس گويند ، بنا بر اين هر سوراخى سم است ، يا از ( سمّ ) گرفته شده است به معنى زهر كشنده .
زجاج گويد : منظور از آن عذاب سموم جهنّم است و آن عبارتست از شعلهء آتش و حرارت آن .
« إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ »
يعنى : در دنيا :
« نَدْعُوهُ »
يعنى : خداوند را خوانده ، يكتا دانسته پرستش ميكنيم .
« إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ »
يعنى : خداوند لطيف است ، و اصل معناى ( بر ) لطف است با عظمت شأن ، و از اين باب است ( برة ) بخاطر لطف آن با عظمت سود آن ، و بعضى گفتهاند ( بر ) كسى است كه در وعدهء خود راستگو باشد .
« الرَّحِيمُ »
يعنى : مهربان نسبت به بندگانش .