لِكُلِّ أَوَّابٍ
- جايز است در محلّ رفع باشد ، بنا بر اينكه خبر مبتداى محذوف باشد ، كه تقديرش ( هو لكلّ أوّاب ) است ، جايز نيست خبر بعد از خبر باشد كه تقديرش ( هذا لموعود هذا لكلّ أوّاب حفيظ ) باشد ، و نيز جايز نيست كه لام متعلّق به توعدون باشد ، زيرا أوّابين همان موعودان هستند ، نه آنكه آنان موعود له باشند .
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ
- جايز است كه در محل جر باشد ، بنا بر آنكه بدل باشد از أوّاب ، و بنا بر اين تركيب در جمله (
وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ
) كلام تمام خواهد شد ، و نيز جايز است كه (
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ
) مبتدا باشد و خبرش محذوف است بنا بر آنكه تقدير چنين باشد : ( يقال لهم ادخلوها ) و بنا بر اين تركيب جمله در (
لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ
) تمام مىشود ، و نيز مناسب است كه ( ادخلوها ) خطاب به متّقين باشد ، و تقديرش مىشود ( و تزلف الجنّة للمتّقين و يقال لهم ادخلوها بسلام ) .
معناى آيات :
پس از آنكه خداوند از آن عذابهايى كه براى كافران و گنهكاران آماده ساخته بود خبر داد ، به دنبال آن از آن نعمتهايى كه براى پرهيزكاران آماده ساخته است خبر داده مىفرمايد :
« وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ »
يعنى : بهشت براى آنان كه از شرك و گناهان دورى جستهاند نزديك شده و آراسته گرديده است تا در آن از نعمتهاى خداوندى برخوردار گردند ، ( و جنّة ) باغى را گويند كه در آن انواع و اقسام لذّتها از نهرهاى روان و درختان و ميوههاى پاكيزه و همسران نيكو و حوريان ماه طلعت ، و خدمتگزاران جوان و بناهاى فاخر و تزيين شده به ياقوت و زمرّد و طلاى ناب ، از درگاه الهى خواستاريم كه ما را موفّق سازد به آنچه كه موجب رضايت و تقرّب به او است .
« غَيْرَ بَعِيدٍ »
يعنى : اين بهشت به آنان نزديك است ، و در رسيدن به آن