و در باره وجه اوّل گفته شده است : اين گفتار از جهنّم پيش از وارد شدن تمام اهل جهنّم در آتش است .
و نيز مىتواند به آن معنى باشد كه جهنّم خواستار تعداد بيشترى از گناه - كاران شده است ، بر اين اساس كه بر ظرفيّتش افزوده شود ، همان گونه كه در روايت آمده است روز فتح مكّه از پيامبر خدا ( ص ) پرسيدند : آيا به منزل خودت وارد نمىشوى ؟ حضرت در پاسخ فرمودند : آيا عقيل براى ما خانهاى باقى گذاشته است ؟ چون هنگامى كه بنى هاشم از مكّه به سوى مدينه هجرت نمودند ، عقيل خانههاى بنى هاشم را فروخته بود ، بنا بر اين معنى مىشود : آيا چيزى اضافه مانده است .
امّا سخنى كه از زبان جهنّم آمده است ، در باره آن چند وجه گفته شده است :
1 - اين جمله به صورت يك مثل آمده است ، يعنى : جهنّم از نظر وسعت و عظمت مانند يك موجود داراى نطق است كه هر گاه به او گفته شود : آيا پر شدهاى ؟ گويد : پر نشدهام و هنوز گنجايش بسيارى دارم ، و مانند آن است گفته عنتره :
فازور من وقع القنا بلبانه * و شكا الى بعبرة و تحمحم
يعنى : ( مركب سوارى من برگشت و از تيرى كه به سينهاش نشسته بود با اشك چشم و زمزمهاى كه سر مىداد به من شكايت نمود ) « 1 » .
هامش
( 1 ) شاهد بر سير اين است كه شاعر در شعر خود زبانحال مركب سوارى را به شكايت تعبير نموده است ، همانگونه كه در قرآن زبانحال جهنّم بيان شده است ، در شعر بعدى نيز شاهد بر سر نقل زبانحال است .