( أ لم تر أنى كلّما جئت طارقا * وجدت بها طيبا و ان لم تطيّب « 1 »
. كه به مفرد بازگشته است ، چون در اوّل كلام هم واحد بوده كه در لفظ تثنيه آمده است .
باز شعر ديگرى سروده مىگويد :
( خليلىّ قوما فى عطالة فانظروا * أنارا ترى من نحو ما بين أم برقا « 2 »
. كه گفته است ترى و نگفته است تريا .
2 - علّت تثنيه آوردن القيا آنست كه دلالت بر تكثير كند ، مثل اينكه گفته است الق ، الق و ضمير تثنيه آورده است تا دلالت بر تكرير فعل كند ، و اين به علّت شدّت ارتباط فاعل به فعل است ، بطورى كه هر كدام از آن دو مكرّر شوند مثل آن است كه دوّمى مكرّر شده است ، و اين قول مازنى است ، و در نظر او آيه
( قال ربّ ارجعون )
هم از اين قبيل است كه ارجعون جمع بسته شده است تا دلالت بر تكرير كند ، مثل اينكه گفته است : ( ارجعنى ارجعنى ارجعنى ) و مانند آن است كه قول امرئ القيس شاعر كه گفته :
( قفا نبك من ذكرى حبيب و منزل )
و مانند آن كه مثل آن است كه دو بار گفته است : قف قف .
هامش
( 1 ) - كه در دو بيت اول خليلى و انكما تثنيه آمده است اما در بيت سوم ا لم تر به صيغهء مفرد آمده است .
( 2 ) - عطاله كوهى است بلند در سوده از ديار بنى سعد ، و در لسان العرب بدين شكل آمده است :
( أ نارا ترى من ذى ابانين أم برقا ) و ما بين اسم محلى است .