تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
1 - اينكه عرب به مفرد و جمع مانند تثنيه امر مىكند ، و به يك مرد مىگويد : قوما و اخرجا ، و از حجاج نقل شده است كه مىگفته است : ( يا حرّسى اضربا عنقه ) كه منظور اضرب است « 1 » . فراء گويد : از يك عرب شنيدم كه مىگفت : ( ويلك ارحلاها ) . و بعضى از اعراب براى من شعرى بدين گونه انشاء كرد :
( فقلت لصاحبى لا تحبسانا * بنزع اصوله و اجتز شيحا )
و ابو ثروان براى من انشاد كرد :
( فان تزجرانى يا ابن عفان انزجر * و ان تدعانى احم عرضا ممنعا )
فراء گويد : به نظر من علت آوردن تثنيه براى مفرد و جمع آن است كه كمترين ياران انسان دو چيز است كه شتر و گوسفند باشد ، و همين طور همراهان حد اقل سه نفر مىباشند ، و لذا كلام فرد طبق دو ياورش جارى شده است ، همانگونه كه مىبينيم شعرا بيشتر سخن از دوست و معشوق به صورت تثنيه مىآورند امرؤ القيس شاعر عرب گفته است :
( خليلىّ مرّا بى على أم جندب * لنقضى حاجات الفؤاد المعذّب
فانّكما ان تنظرانى ليلة * من الدّهر تنقضى لدى أم جندب )
سپس مىگويد :
هامش
( 1 ) - شايد منظور اضربوا به صيغهء جمع باشد چون ( حرّس ) جمع است ، و شاهد بر سر اين است كه ( اضربا ) به صيغهء تثنيه براى حرس كه جمع است آمده است .