« كُلٌّ »
همهء اين اقوام كه از آنان ياد شد .
« كَذَّبَ الرُّسُلَ »
پيامبرانى را كه به سوى آنان مبعوث شده بودند تكذيب نموده نبوّت آنان را انكار نمودند .
« فَحَقَّ وَعِيدِ »
يعنى : آن عذابى كه آنان را بدان وعده مىدادم بر ايشان واجب شد .
بنا بر اين در صورتى كه سرانجام كار ملّتهاى گذشته كه پيامبران را تكذيب مىنمودند هلاكت و نابودى است ، شما هم اى اعراب در تكذيب رسولان و انكار پيامبريشان راه آنان پيمودهايد ، و حالت شما نيز همانند آنان زيانكارى و هلاكت است .
آن گاه خداوند در پاسخ آنان كه مىگويند : ( ذلك رجع بعيد ) يعنى اين بازگشت بعيد به نظر مىرسد مىفرمايد :
« أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ »
آيا آن گاه كه آنان را آفريديم در حالى كه چيزى نبودند ما از آفرينش آنان عاجز بوديم ؟ پس چگونه از برانگيزاندن مجدّد و بازگشت دادن آنان عاجز خواهيم بود ؟ و اين يك نوع به اقرار آوردن آنان است ، زيرا آنان اعتراف نمودند كه خداوند آفريدگار آنان است و سپس منكر برانگيختن مجدّد شدند .
به هر كس كه از انجام كارى عاجز باشد مىگويند ( عيى به ) ، آن گاه يادآور مىشود كه آنان از برانگيخته شدن پس از مرگ در شك هستند و مىفرمايد :
« بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
يعنى : بلكه آنان نسبت به بازگشت مجدّد آفرينش در گمراهى و شك و ترديد هستند ، و لبس مانع از درك معنى است ، چون به منزلهء پرده است روى آن معنى ، و جديد تازه پديد آمده را گويند .
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ »
منظور از انسان جنس بشر است يعنى فرزند