« وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوانُ لُوطٍ »
يعنى : و نيز فرعون حضرت موسى را تكذيب كرد .
هامش
( برداشته مشغول خوردن شراب و نواختن موسيقى و گرفتن دستبند ميشدند ، و شب و روزشان را بدين طريق مىگذرانيدند ، و بر مىگشتند ، و ايرانيان اسامى ماههاى خود را آبان و آذر و غيره ناميدند و اين اسامى را از روى شهرهاى دوازدهگانهء خود برداشته بودند ، چون به يكديگر مىگفتند :
اين عيد شهر فلان و عيد شهر فلان است تا اينكه نوبت عيد قريهء بزرگشان مىرسيد كه بزرگ و كوچك آنجا جمع مىشدند ، و كنار درخت صنوبر و چشمهسرا پردهاى از ديبا مىزدند كه روى آن انواع تصويرها نقش بسته بود و اين خيمه دوازده در داشت كه هر در آن مربوط به مردم اهل يك قريه بود ، و بيرون اين چادر براى درخت صنوبر سجده مىكردند ، و چندين برابر قربانى درخت قريهء خود اينجا قربانى مىكردند ، اينجا نيز شيطان مىآمد و درخت را به شدّت تكان مىداد ، و از داخل آن با صداى بلند حرف مىزد ، و به آنان بيش از همهء شيطانها وعده و وعيد مىداد ، و سر از سجده بر مىداشتند ، در شادى و سرور فرو مىرفتند و به عدد عيدهاى گذشته دوازده روز به نوشيدن شراب و عياشى مىپرداختند و سپس باز مىگشتند .
پس از آنكه كفر آنان نسبت به خداوند بزرگ و پرستش غير او طولانى گرديد ، خداوند پيامبرى را از پيامبران بنى اسرائيل كه از فرزندان يهودا ابن يعقوب بود به سوى آنان مبعوث فرمود ، اين پيامبر مدت زمانى طولانى در ميان آنان گذراند كه آنان را به عبادت خداوند بزرگ و معرفت او فرا مىخواند ، ولى از او پيروى نمىكردند .
پيامبر كه ديد اين قوم سخت در گمراهى به سر مىبرند ، و دعوت او را به رستگارى و سعادت نمىپذيرند ، روزى كه عيد قريهء بزرگشان فرا رسيده بود