تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
« وَ ثَمُودُ »
و اينان قوم صالح پيامبر ( ع ) مىباشند .
هامش
( رسيدند ؟ زيرا من در كتاب خداوند بزرگ مىبينم كه از آنان ياد شده است ، اما در جايى داستان آنان را نمىيابم ؟ على ( ع ) فرمودند : در بارهء حديثى از من پرسيدى كه پيش از تو كسى از من نپرسيده است ، و پس از من نيز احدى برايت از آن نخواهد گفت مگر از قول من ، و هيچ آيه‌اى در قرآن نيست مگر آنكه من آن را مىدانم و از تفسير قرآن آگاهم ، و مىدانم كه در چه مكانى نازل شده است ، و در بيابان يا كوه ، و در چه وقتى نازل شده است ؟ در شب يا روز ، و اشاره به سينهء خود كرده فرمود : در اينجا دانشى فراوان نهفته است ، اما جويندگان آن اندك است ، و به زودى مرا كه از دست داديد سخت پشيمان خواهيد شد ، از داستانهاى آنان اى برادر تميم اين بود كه اينان مردمى بودند درخت صنوبرى را كه به آن ( شاه درخت ) مىگفتند و آن را يافث پسر حضرت نوح ( ع ) بر سر چشمه‌اى به نام ( روشاب ) كاشته بود مىپرستيدند ، و اين چشمه پس از طوفان براى حضرت نوح ( عليه السلام ) براى او از زمين جوشيده بود . و علت اينكه اين قوم را اصحاب رس ناميده‌اند ، آن است كه پيامبر خودشان را زنده زنده در زمين دفن كردند ، و اين جريان پس از حضرت سليمان بن داود بود ، و اين قوم دوازده قريه كنار رودخانه‌اى در بلاد مشرق كه به آن رود ( ارس ) مىگفتند داشتند ، و اين نهر به نام آنان نامگذارى گرديد ، و آن روزها نهرى پر آب‌تر و گواراتر از اين نهر وجود نداشت ، و نيز قريه‌هايى پر جمعيّت تر و آبادتر از اين قريه‌ها وجود نداشت . يكى از اين قريه‌ها آبان و ديگرى آذر و سومى دى و چهارمى بهمن ، پنجمى اسفند ، ششمى فروردين ، هفتمى ارديبهشت ، هشتمى خرداد ، نهمى