دليل قرائت :
ابن جنى گويد در باء مىتوانى دو نوع تقدير بگيرى ، اگر خواستى آن را متعلق به جاءت مىگيرى مثل آنكه بگويى ( جئت بزيد ) أى أحضرته ، و اگر بخواهى باء را متعلّق به فعل محذوف مىگيرى و آن را حال قرار مىدهى ، يعنى : ( و جاءت سكرة الحقّ و معها الموت ) مثل آنكه مىگويى : ( خرج بثيابه ) يعنى خارج شد در حالى كه لباسهايش را بر تن داشت ، و مثل آن است كه آيه ( و خرج على قومه فى زينة ) يعنى : ( در حالى كه زينتش بر تنش بود ) ، و مانند قول شاعر ابى ذويب كه مىگويد :
( يعثرن فى حدّ الظّباة كأنّما * كسيت برود بنى يزيد الأذرع )
يعنى : ( با تيزى لبهء شمشير ساقط مىشوند ، و دستهايشان به خون رنگين مىگردد گويا لباسهاى سرخ بنى يزيد را پوشيدهاند ) « 1 » .
و مانند شعر شاعر ديگر عرب كه گفته است :
( و مستنة كاستنان الخروف * و قد قطع الحبل بالمرود ) « 2 »
. يعنى : كره اسب طناب را بريده است ، در حالى كه ميخ طويله نيز با طناب است .
و همچنين در قرائت عامه (
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ
) اگر خواستى باء را متعلق به جاءت ميگيرى ، و اگر بخواهى آن را متعلق به محذوف مىگيرى كه به معنى ( و جاءت سكرة الموت و معها الحق ) است كه با به معنى مع باشد .
هامش
( 1 ) - شاهد در فى حد الظباة است كه جار و مجرور به معنى حاليت آمده است مانندجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ.
( 2 ) - شاهد در بالمرود است كه به معنى حالكونه مع المرود آمده است .