دين نمىتوانى بر يكديگر ترجيح دهى ، و به دنبال آن آيه نازل شد : (
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ . . .
) .
از مقاتل نقل شده است روز فتح مكّه رسول خدا ( ص ) به بلال حبشى دستور فرمودند بلال روى پشت بام خانهء كعبه رفته اذان گفت ، عتاب بن اسيد سپاس خداوند را كه پدرم را كشت و اين روز را به خود نديد ، حرث به هشام گفت : آيا محمد غير از اين كلاغ سياه مؤذّنى پيدا نكرده است ؟ ! سهيل بن عمرو گفت : اگر خدا بخواهد چيزى را تغيير دهد مىدهد ، ابو سفيان گفت : من حرفى نمىزنم چون مىترسم خداى آسمانها خبر مرا براى محمد بازگو كند ، جبرئيل بر حضرت نازل شد و گفتههاى آنان را به حضرت رسانيد ، حضرت آنان را احضار كرده در مورد گفتههايشان از آنان پرسش فرمود ، همگى به گفتههاى خود اقرار كردند ، به دنبال آن ، آيهء فوق نازل شد ، و خداوند آنان را از تفاخر در انساب و سرزنش فقراء ، و تكاثر اموال مذمت كرد .
معنى آيات :
پس از آنكه خداوند دستور به اصلاح ذات البين داده از تفرقه نهى فرمود ، به دنبال آن از كارهايى مانند مسخره نمودن ، آزار مستمندان و مساكين نهى كرده مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ »
خليل گويد : قوم به مردان گفته مىشود نه زنان ، زيرا اين مردان هستند كه در انجام امور بعضى از آنان بر ديگران قائم هستند ، زهير شاعر عرب گفته است :
( و ما أدرى و لست أخال أدرى * أقوم آل حصن أم نساء )
يعنى : ( نمىدانم و فكر نمىكنم كه عاقبت هم بدانم ، آيا آل حصن مردانند