تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
آمدند ، ولى چون در دوران جاهليت بين وليد و آنان دشمنيهايى وجود داشت پيش خودش فكر كرد قصد كشتن او را دارند ، به طرف رسول خدا ( ص ) بازگشت و گزارش داد كه اين طائفه از پرداخت زكات و صدقاتشان خوددارى كردند ، با اينكه جريان درست بر عكس بود ، حضرت سخت ناراحت شد و بفكر افتاد كه با آنان جنگ كند ، كه اين آيه نازل شد . بعضى گفته‌اند كه : ( اين آيه در بارهء يك فرد « 1 » نازل شده است كه بپيامبر گفته است ماريه مادر ابراهيم پسر عمويى قبطى دارد كه مىآيد و با او همبستر مىشود ، رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را فرا خواند و فرمود برادرم ! اين شمشير را بگير و برو اگر آن شخص را نزد ماريه ديدى او را بكش ، على ( ع ) گفت : يا رسول اللَّه براى اجراى فرمان شما هر جا كه مرا بفرستى تند و تيز هستم ، و دستور شما را بفوريت انجام خواهم داد ، يا اينكه شاهد چيزى مىبينيد كه غائب نمىبيند ( و من طبق مشاهدات خودم عمل كنم ) ؟ حضرت فرمود : ( معيار مشاهدات خودت است ) شاهد چيزى بيند كه غائب نمىبيند . حضرت على ( ع ) ميفرمايد : در حالى كه شمشيرم برهنه بود راه افتادم و آنجا آن مرد را در منزل ماريه ديدم ، شمشير را كشيدم همين كه فهميد من آهنگ او را دارم به طرف درخت خرمايى دويد و از آن بالا رفت و خود را به پشت انداخت ، و ميان پاهايش را باز كرد ، ناگهان ديدم صاف است و آلت مردانگى نه كم و نه زياد به كلى ندارد « 2 » برگشتم به پيامبر خدا ( ص ) خبر دادم ، حضرت فرمود : شكر
هامش
( 1 ) - و بنا بر روايت نور الثقلين اين فرد عايشه بوده است كه حسادت زنانه او را وادار كرده است بدروغ ماريه زن ديگر پيامبر را بدام اندازد ج 5 صفحه 81 . ( 2 ) - تفسير على بن ابراهيم قمى ج 2 صفحهء 319 اينجا اضافه دارد ( حضرت رسول خدا ( ص ) كه جريح قبطى را خواجه و بىآلت برايش توصيف كردند . فرمود : جريح اين چه حالتى است كه دارى ؟ جريح در جواب گفت يا رسول اللَّه
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 196 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى