شد .
و مثل اين آيه است قوله (
وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
) كه گفتهاند بمعنى اذ كنتم مؤمنين است ، ولى اين قول مورد قبول بصريين نيست .
« مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ »
يعنى در حالى كه محرم هستيد و بعضى از شماها سر خود را ميتراشد ، و بعضى تقصير مىكند ، و تقصير آنست كه قسمتى از موى خود را بگيرند ، و در اين آيه دلالت است بر اينكه محرم مختار است كه بهنگام بيرون آمدن از احرام اگر خواسته باشد سر خود را بتراشد و اگر بخواهد تقصير كند .
« لا تَخافُونَ »
از هيچ مشركى نترسيد .
« فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا »
خداوند در صلح حديبيه چيزى را مصلحت ميدانست كه شما نميدانستيد ، و بعضى گفتهاند خداوند در تأخير دخول مسجد الحرام چيزى را از خير و صلاح ميدانست كه شما نميدانستيد ، و آن عبارت بود از بيرون آمدن مؤمنين از ميان آنان و صلحى درست و بموقع . « 1 »
« فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ »
يعنى قبل از دخول مكه براى شما مقرر فرمود .
« فَتْحاً قَرِيباً »
فتحى نزديك را كه فتح خيبر باشد بقول عطا و مقاتل ، و بعضى هم گفتهاند يعنى صلح حديبيه .
عمرة القضاء :
همچنين سال بعد در عمرة القضاء ، سال بعد از صلح حديبيه كه سال هفتم
هامش
( 1 ) - تفسير ابن عباس صفحهء 321 : ( يعنى : خداوند ميدانست كه وعدهء داخل شدن مسجد الحرام مربوط به سال آينده است ، و شما اين را نميدانستيد )