در حديبيه با پيامبر ( ص ) بيعت كردند از آنان راضى شده است .
« فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ »
مقاتل گويد : يعنى : خداوند از صدق نيست آنان در جنگ و بىميلى ايشان نسبت به جهاد خبر دارد ، زيرا پيامبر خدا ( ص ) با آنان بيعت به جهاد كرده است .
و بعضى گفتهاند يعنى : خداوند از يقين و صبر و وفايى كه در دل دارند با خبر است .
« فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ »
و اين سكينه عبارت است از يك لطف قوى نسبت به قلوب آنان و آرامشى كه به آنان بخشيده است .
« وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً »
يعنى : و پاداش آنان را فتحى نزديك قرار داد كه به قول قتاده و اكثر مفسّرين فتح خيبر است ، و از جبائى نقل شده است كه منظور از آن فتح مكه است .
« وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَها »
يعنى : غنائم خيبر ، زيرا غنائم خيبر مشهور بود و شامل اموال و باغ و بستانهاى فراوانى بود .
و از جبائى نقل شده است كه منظور از اين غنائم ، غنائم جنگ هوازن است پس
هامش
( - همچنين است رضا و غضب خداوند و ديگر صفات كه مانند آن است ، اگر تأسّف و ناراحتى به ذات آفريدگار مىرسيد با اينكه خداوند آن صفات را آفريده است براى گويندهاى جايز بود كه بگويد : چنين آفريدگارى روزى هم هلاك خواهد شد ، زيرا هر گاه ناراحتى و خشم در ذات او راه يافت در ذاتش تغيير راه يافته است و هر گاه در ذات او تغيير راه يابد تأمينى در هلاكت او نيست ، و اگر چنين باشد خالق از مخلوق باز شناخته نخواهد شد ، خداوند از اين گفتار بسيار برتر است ، او است خالق اشياء بى آنكه نيازى به آنها داشته باشد و هنگامى كه نياز نداشت حد و كيف در او راه نخواهد داشت )