تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
تركستان ، يا ميان مردم ديلم . در اين شعر گفته است اگر در ميان اعجم بودى و نگفته است در ميان عجمها بودى ، زيرا تمام كسانى كه كه سخنش مفهوم نباشد اعجم دانسته است مثل آنكه گفته است اگر در ميان مردمى اعجم بودى . عجم بر خلاف عرب است و عجمى خلاف عربى است و منسوب به عجم است ، و اينكه در آيه اعجمى در مقابل عربى آورده شده است نه آنكه عجمى در مقابل عربى ، علّتش آنست كه اعجمى در اينكه گفتارش مفهوم نميگردد از نظر عرب مانند عجم است ، بنا بر اين از اين جهت كه عرب بىفصاحت با عجم در نامفهوم بودن گفتار برابرند در اين آيه اعجمى با عربى در برابر هم آمده است كه ميفرمايد : « اعجمى و عربى » . ياء در اعجمى ياء نسبت است كه منسوب به شخص اعجمى است ، كه سخنش مفهوم نيست و اين شخص هر چند ممكن است عرب باشد ولى در معنى مانند عجمى است . و جايز است بمرد گفته شود اعجمى و منظور از آن همان اعجم باشد بدون ياء نسبت همانگونه كه گفته مىشود احمر و احمرى و داور و داورى ، و اين آيه
« لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ »
از مواردى است كه اعجم در آن جمع بسته شده است با ياء نسبت مانند آنكه گويند : ( النميرون ) اگر اينطور نبود جمع بستن آن با واو و نون جايز نبود ، در احمر اگر صفت باشد احمرون نميتوانى بگويى ، ولى اعجمون جايز است براى همان جهتى كه گفتيم ، امّا اعاجم شايسته است كه جمع مكسّر اعجمى باشد همانگونه كه مسامعه جمع مكسّر مسمعى است .