45 - بموسى كتاب « تورات » را داديم ، پس در آن اختلاف ايجاد شد ، و اگر نبود گفتارى كه قبلا بيان شده است « كه امّت محمّد عذاب نميشوند » عذابشان انجام گرفته بود ، اينان نسبت به آنچه كه گفتيم در شكّى سخت ميباشند .
قرائت :
اهل كوفه غير از حفص أ أعجمى با دو همزه خواندهاند ، و هشام از ابن عامر نقل كرده است كه اعجمى با يك همزه خوانده مىشود ، و بقيّهء قراء با يك همزه ممدوده خواندهاند .
دليل قرائت :
ابو على ميگويد : اعجمى كسى است كه فصاحت ندارد چه از عرب باشد چه از عجم ، زياد با اينكه عرب بود بخاطر آفتى كه در زبانش بود به او اعجم گفتند ، و به نماز ظهر عجماء گويند براى اينكه قرائت در آن آهسته است و آشكار نميشود ، و جمع اعجم عجم است همانگونه كه شاعر عرب ابو زيد در شعر خود آورده است :
( يقول الخنا و ابغض العجم ناطقا * الى ربّنا صوت الحمار الأجد ( ع )
يعنى : فحش ميدهد و منفورترين نطقهاى عجما از نظر پروردگار صداى الاغ دماغ بريده است . عرب كسى را كه سخنش مفهوم نشود از هر صنفى كه باشد اعجم مينامد ، و از اين باب است شعر ابن اخزر كه گفته است :
( سلّوم لو اصبحت وسط الاعجم * بالروم او بالتّرك او بالدّيلم )
يعنى : اى سلّوم اگر در ميان مردمى عجمى قرار گيرى در روم ، يا