و در اين آيه گفتار كسى كه ميگويد : « من انشاء اللَّه مؤمن هستم » ردّ مىشود ، زيرا اين گفتار نوعى خوردهگيرى است بر كسى كه در اين آيه ميفرمايد
« إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ »
« 1 » .
و نيز در اين آيه دلالت است بر اينكه دعوت بسوى دين از بزرگترين عبادات و واجبترين واجبات است ، و نيز دلالت دارد بر اينكه داعى الى اللَّه بايد بعلم خود عمل كند ، تا مردم زودتر از او بپذيرند ، و بگفتارش بيشتر اعتماد كنند ، سپس خداوند فرمود :
( وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ )
بعضى گفتهاند يعنى : ملّت نيكوى اسلام با ملّت پست كفر مساوى نيستند .
و بعضى گفتهاند : يعنى اعمال نيكو با اعمال زشت برابر نيست .
و بعضى گفتهاند : خصلتهاى نيك با صفات زشت برابر نيستند ، بنا بر اين صبر و غضب برابر نبوده ، بردبارى و جهل ، مدارا و خشونت ، عفو و بدى صفاتى هستند كه با يكديگر برابر نميباشند .
سپس خداوند بزرگ صفات و ملكات مدارا و سازش و نيكى را كه : براى دعوت كننده لازم است بيان كرده ميفرمايد :
( ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ )
و پيامبر خدا ( ص ) را مورد خطاب قرار داده
هامش
( خدا ( ص ) روايت مىكند كه فرمودند : على پس از من باب هدايت و دعوت كننده بسوى پروردگار من است و اوست صالح المؤمنين و همو است« مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً » . . . ).
( 1 ) زيرا دستور انشاء اللَّه گفتن مربوط بكارهايى است كه انسان ميخواهد در زمان آينده انجام دهد( وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ- كهف 18 ) و اين مورد خبر است از ما وقع نه آينده .