و توهم كرده است كه گويا آنان گفتهاند : مثل ما در آنچه عبادت ميكنيم مانند مسيحيان است كه مسيح را ميپرستند ، كداميك از آنان خوب است آيا پرستش خدايان ما يا پرستش مسيح ؟ .
بنا بر اينكه اگر در پاسخ آنان حضرت بفرمايد : پرستش مسيح بهتر است كه اقرار بجواز پرستش چيزى غير خدا نموده است ، و همچنين اگر در پاسخ آنان بگويد كه : پرستش بتان بهتر است ، و اگر بگويد : در پرستش مسيح خبرى نيست از قدر و منزلتى كه دارد كاسته مىشود . و جواب آنان از اين سخنان آنست كه اگر حضرت مسيح از نوعى احترام و موهبتهاى الهى برخوردار باشد موجب نميشود كه با عاليترين مراتب نعمت مورد احترام قرار گيرد .
( ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا )
يعنى اين مثل را براى تو نزدند مگر به جهت آنكه بوسيلهء آن با تو ستيزه كنند و با آن مثال حق تو را پايمال كنند ، و علت اينكه در اينجا تعبير بمجادله شده است آن است كه دو طرف كه با يكديگر مجادله مى كنند يكى بر حق و ديگرى بر باطل است ، بخلاف مناظره كنندگان ، زيرا مناظره گاهى بين افراد ذيحق قرار ميگيرد .
( بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ )
يعنى : اينان مردمى هستند ستيزه جو كه كارشان از بين بردن حق است بوسيله باطل ، آن گاه خداوند حضرت مسيح را توصيف كرده ميفرمايد :
( إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ )
يعنى : عيسى بن مريم كسى نيست جز يك بنده كه دربارهاش موهبت نموديم و او را بدون پدر آفريديم و برسالتش بر انگيختيم .
( وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ )
يعنى : و حضرت عيسى را معجزهاى