طلا بدست و گردن او مىآويختند .
( أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ )
يعنى اگر راست ميگويد چه ميشد كه فرشتگان پشت سرش مىآمدند تا او را در كار رسالتش يارى دهند ، و گواه صدق او باشند .
بعضى هم گفتهاند : يعنى : فرشتگان با همكارى يكديگر بياريش ميآمدند .
( فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ )
يعنى : فرعون عقول قوم خويش را سبك ساخت .
( فَأَطاعُوهُ )
و لذا از او اطاعت نمودند ، زيرا با مطالبى كه دليل نيست براى آنان استدلال ميكرد و ميگفت : آيا كشور مصر مال من نيست و . . . و اگر مردم عاقل بودند ميگفتند : مالكيت انسان دليل بر حقانيت او نيست ، و لازم نيست كه همراه پيامبران فرشتگانى بيايد ، زيرا تنها معجزه است كه دلالت بر صدق دعواى نبوّت پيامبران مىكند نه چيزهاى ديگر .
( إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ )
يعنى : آنان از طاعت خدا بيرون هستند .
نظم آيات :
وجه ارتباط داستان حضرت موسى ( ع ) با آيات قبلى اين بود كه قبلا از حالات پيامبران و رسالتشان پرسش شده بود ، بدين مناسبت پس از آن بداستان حضرت موسى ( ع ) اشاره شد ، زيرا يهوديان و مسيحيان خود را بتورات و انجيل منسوب ميدانند .
بعضى هم گفتهاند چون قبلا از حضرت محمّد ( ص ) ياد شده است ، و اينكه قومش او را تكذيب ميكردهاند ، بدنبال آن خداوند داستان موسى ( ع ) و تكذيب قومش را بيان مىكند تا موجب تسليت خاطر پيامبر اسلام ( ص ) شود .