لغات آيات :
يعش - عشو در اصل بمعنى نگاه كردن با چشم ضعيف است ، گفته مىشود عشى يعشوا عشوا و عشّوا هنگامى كه چشمش ضعيف گردد ، و نور خود را از دست دهد ، گويا كه روى چشمش پردهاى افتاده است ، اعشى گويد :
« متى تأته تعشو الى ضوء ناره * تجد خير نار عندها خير موقد »
و هنگامى كه چشم كسى از بين رود گفته مىشود عشى يعشى عشاؤ الرجل اعشى .
و در قرائت نادرى خوانده شده است « و من يعش » بفتح شين كه معنايش « يعم » است يعنى : « هر كس كور شود » .
و گفته مىشود « عشى الى النار » هنگامى كه كسى بسوى آتش رود ، و آهنگ آن نمايد ، و « عشى عنها » گفته مىشود در موردى كه انسان از چيزى روگردان شده آهنگ چيز ديگرى كند ، مثل اينكه گويند : « مال اليه » و « مال عنه » .
نقيض - تقييض عبارتست از آمادگى و گسيل يافتن ، ازهرى گويد :
« قيض اللَّه فلانا : جاء به » يعنى آورد او را .
معنى آيات :
پس از آنكه ياد متّقين گذشت بدنبال آن از وعدههاى عذاب براى كسانى كه صفاتى ضدّ متّقين دارند ياد كرده ميفرمايد :
( وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ )
قتاده و سدى گفتهاند يعنى : كسى كه از ياد خدا روگردان شود .
ابن عباس و ابن زيد گفتهاند : « و من يعم عنه » يعنى كسى كه از ديدن ذكر خدا « قرآن » كور شود « 1 » .
هامش
( 1 ) اين نسبت به ابن عبّاس طبق نسخهء تفسير ما اشتباه