عياشى به اسناد خود از حضرت صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمودند :
« ياد آورى نعمت الهى بدين طريق است كه بگويى
الحمد للَّه الذى هدانا للاسلام و علمنا القرآن و من علينا بمحمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم
« 1 » .
و سپس بعد از اين بگويى :
« سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا . . . »
« 2 » سپس خداوند به ياد آورى از كفارى كه قبلا ذكر شده پرداخته ميفرمايد
( وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً )
يعنى حكم كردند كه بعضى از بندگان خدا كه فرشتگان باشند فرزندان خدا هستند ، و اينجا جعل بمعنى حكم است ، و اينست معنى قول ابن عباس و مجاهد و حسن كه گفتهاند : آنان گمان ميكردند كه فرشتگان دختران خدا هستند .
زجاج ميگويد : بعضى از اهل لغت شعرى سروردهاند و دلالت دارد بر اينكه كه جزء بمعنى اناث آمده است و آن شعر اينست :
« ان اجزأت حرّة يوما فلا عجب * قد تجزئ الحرّة المذكار احيانا « 3 »
هامش
( 1 ) يعنى سپاس خداى را كه ما را بسوى اسلام هدايت فرمود ، و بما قرآن را تعليم فرمود ، و بوسيلهء حضرت محمد ( ص ) بر ما منّت گذاشت .
( 2 ) وسائل الشيعه جلد 8 صفحهء 284 با مختصر فرقى در صدر روايت .
( 3 ) يعنى : اگر زنى حره روزى دختر بزايد تعجب ندارد ، زيرا چه بسيار مىشود كه زن حره زنانى پسرزا را ميزايند .
زمخشرى در تفسير كشاف گفته است : يكى از بدعتهاى تفسير نويسان آنست كه جزء را بمعنى اناث تفسير ميكنند ، و ادعاى اينكه جزء در زبان عرب اسم براى دختر باشد جز يك دروغ كه به عرب بسته شده است چيز