تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
( حَكِيمٌ )
يعنى قرآن حكمت عاليه‌اى را ظاهر ميسازد ، و بعضى هم گفته‌اند حكيم دلالت دارد بر هر نوع حق و نيكى ، بنا بر اين قرآن مانند فردى حكيم و دانشمند است كه بجز به حق سخن نگويد ، و اينكه خداوند قرآن را با اين دو وصف توصيف فرموده است بر سبيل توسع است ، زيرا اين دو صفت از صفات زنده است . آن گاه خداوند كسانى را كه اعتنايى به قرآن ندارند و حكمتها و بيانات آن را انكار ميكنند مورد خطاب قرار داده ميفرمايد :
( أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً )
و در اينجا منظور از ذكره قرآن است ، يعنى آيا از شما روگردان شويم و وحى را از شما قطع كنيم و ديگر نه بشما امر كنيم و نه شما را از چيزى نهى كنيم ، و نه پيامبرى بسوى شما بفرستيم ؟ .
( أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ )
يعنى : بعلّت اينكه شما اسراف كرديد ، يعنى : آيا از فرستادن قرآن دست برداريم و شما را به خود واگذاريم ، و بشما وظايفتان را نياموزيم ، به اين علّت كه شما در كفر خود زياده روى كرده‌ايد ؟ اين استفهام استفهام انكارى است ، و معنايش آنست كه ما اين كار را نميكنيم . و اصل ضربت عنه الذكر اين بوده است كه سواره كه بر مركبى سوار است ، هر گاه بخواهد مركب خود را از رفتن بسوى جهتى باز دارد او را با عصا يا تازيانه اش مىزند تا او را بسوى جهت ديگرى باز گرداند ، بنا بر اين بجاى صرف و عدول ، ضرب گزارده شده . سدى گفته است ذكر بمعنى عذاب است ، يعنى ما ابدا شما را عذاب نخواهيم نمود .