از عطاء نقل شده است منظور اين آيه مؤمنينى است كه كفار آنان را از مكّه بيرون كردند ، و نسبت به آنان ستم نمودند ، و سپس خداوند در روى زمين به آنان قدرت بخشيد تا آنكه بر كفارى كه به آنان ستم كرده بودند پيروز گشته انتقام خويش گرفتند .
از ابن زيد است كه خداوند مؤمنين را به دو دسته تقسيم فرموده است يك دسته كسانى كه آنان را كه به ايشان ستم كردهاند مىبخشند و آنان همان افرادى هستند كه پيش از اين آيه وصفشان گذشت
« وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ »
و دستهء ديگرى كه از ستم كنندگان انتقام ميگيرند ، و آنان كسانى هستند كه در اين آيه از آنان ياد شده است ، هر كس انتقام گيرد و حق خويشتن باز ستاند البته در صورتى كه از حدود الهى پا فرا ننهد خداى را اطاعت كرده است ، و هر كس كه خداى را اطاعت كند پسنديده است .
آن گاه خداوند حدود انتقام گيرى را بيان كرده ميفرمايد :
( وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها )
از ابن نجيح و سدى و مجاهد است كه اين پاداش عبارتست از پاسخگويى دشنام هر گاه كسى به انسان گفت : خداوند ذليلت كند ، بايد در پاسخ او بگويد : خداوند ترا ذليل كند بىآنكه زياده روى كرده باشد .
از مقاتل نقل شده است كه منظور انتقام گرفتن در زخمهايى است كه بر انسان وارد مىشود ، يا خونى كه انسان طلبكار مىشود .
و اينكه دومى هم در اين آيه « سيّئه » ناميده شده است بخاطر تقابل با اولى است . همانگونه كه در جاى ديگر قرآن آمده است
« فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ »
يعنى : هر كس نسبت بشما تجاوز كرد نسبت به او همانند تجاوزى كه