نيست بطورى كه اگر آنان را سلامت دهم فاسد خواهند شد و برخى از بندگان من هستند كه چيزى جز صحت بصلاحشان نيست كه اگر بيمارشان كنم ، بيمارى آنان را بفساد خواهد كشانيد ، و برخى از بندگان هستند كه جز بىنيازى چيزى بصلاحشان نيست كه اگر فقيرشان سازم ، فقر آنان را تباه ميسازد ، و برخى از بندگانم جز فقر چيزى بصلاحشان نيست كه اگر آنان را بىنياز سازم بىنيازى فاسدشان سازد ، و اينست كه من با آگاهى از وضع دلهاى بندگانم امور آنان را تدبير ميكنم . . . ) « 1 » حديث طولانى بود كه ما به مقدار مورد نياز خود از آن گرفتيم .
اگر بگويند : ما بسيارى از كسانى را كه داراى وسعت روزى هستند مىبينيم كه در روى زمين ستمگرى ميكنند ؟ .
خواهيم گفت : پس از آنكه اجمالا دانستيم كه خداوند امور بندگان را طبق مصالح آنان تدبير ميفرمايد ، چه بسا اين افراد كسانى بودهاند كه چه روزى بسيار داشته باشند چه كم ، بحالشان فرق نميكند ، و چه بسا اگر روزى آنان را وسعت نميداد حالشان در ستمگرى از اين بدتر ميشد ، و لذا روزى
هامش
( 1 ) يكى از مصاديق اين موضوع را ميتوان بيمارى امام زين العابدين ( ع ) در واقعهء كربلاء نام برد ، كه اگر حضرت بيمار نميشد بميدان ميرفت و كشته ميشد ، يا آنكه عاقبت يزيد دستور ميداد او را بكشند ، و اين بيمارى موجب شد كه خدا بعد از امام حسين ( ع ) تا مدتى كه خدا خواسته است محفوظ بماند ( مترجم )