ستيزه كنندهايم ، بعض ما بر بعض ديگر ستم كرده است ، پس ميان ما به حق حكم كن و گزاف نگو و هدايت كن ما را به راه راست . به درستى كه اين برادر من است براى او نود و نه ميش و براى من يك ميش است ، پس گفت واگذار آن را به من و مغلوب كرد مرا در خطاب . گفت به حقيقت تو را ستم كرده است به خواستن ميش تو بسوى ميشهاى خود ، و همانا بسيارى از آميختگان هر آينه ستم ميكنند بعضى از ايشان بعض ديگر را ، مگر آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند و اندكىاند ايشان و گمان كرد داود كه آزمايش كرديم او را پس درخواست آمرزش كرد از پروردگارش و به روى افتاد ركوع كننده و باز گرديد . پس اين را بر او آمرزيديم و همانا براى اوست در نزد ما تقربگاهى و نيكو بازگشتگاه .
قرائت :
تشطط - « ابن ابى رجاء » و « قتاده » كلمهء ( تشطط ) را به فتح ( تاء ) و ضم ( ط ) خوانده كه از باب ( شط - يشط - و يشط ) مىباشد ولى قرائت مشهور ( تشطط ) به ضم ( تاء ) و كسر ( ط ) مىباشد .
نعجة - قرائت « حسن » و « اعرج » به كسر ( نون ) است و مانند لغت ( لقوه ) به كسر ( لام ) مىباشد ولى قرائت مشهور به فتح ( نون ) بوده و هر دو قرائت جايز بوده مانند ( شجعه و شجعه ) عزنى - « ابى حيات » اين كلمه را به تخفيف خوانده و وجهش آن كه اين كلمه مخفف باشد از ( عزّتى ) به تشديد كه ( زاى ) اول يا دوم براى تخفيف حذف شده باشد ولى قرائت مشهور در اين كلمه به تشديد مىباشد .
فتناه - « عمر بن الخطاب » اين كلمه را به تشديد ( تاء ) خواند و آن مبالغه است مانند ( فعّلنا ) كه با تشديد باشد .
« قتاده » و « ابى عمرو » كلمهء ( فتناه ) را به تخفيف خوانده و توجيه آن چنين است كه اين فعل تثنيه بوده و دو فاعل آن دو فرشته باشد كه براى « داود » آمده بودند .