اگر يورش مىآورد سختتر از من بود و اگر به يارى مىطلبيد بيش از من مىتوانست . و اين سخن « ضحاك » است .
قالَ
( گفت ) داود
لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ
( به حقيقت بر تو ستم كرده با درخواست ميشت ) يعنى اگر امر آن چنان است كه تو ادعا مىكنى حقا به تو ستم كرده كه خواسته است كه ميش تو را به ميشهاى خود منضم كند :
إِلى نِعاجِهِ
( به ميشهاى خود ) پس مصدر به مفعول له اضافه شده است .
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ
( و همانا بسيارى از آميختگان ) يعنى بسيارى از شريكان ، و لفظ ( خلطاء ) جمع ( خليط ) است .
لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
( هر آينه ستم مىكند بعضى بر بعض ديگر ) سپس خداوند از ميان شريكان كه برخى بر برخ ديگر ستم مىكنند عدهاى را جدا كرده و مىفرمايد :
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
( مگر آنان كه ايمان آورده و عمل صالح كنند ) كه ايشان هرگز به همديگر و به شريك خود ستم نمىكنند .
وَ قَلِيلٌ ما هُمْ
( و اندكند ايشان ) لفظ ( ما ) در اين جمله زايد است
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
( و گمان كرد داود كه آزمايش كرديم او را ) يعنى داود دانست كه ما او را ابتلاء و اختبار كردهايم .
« على بن عيسى » گفته است : يعنى سخت كرديم بر او تعبد را .
و نيز گفتهاند : مراد از لفظ ( ظن ) همان خلاف يقين است .
فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ
( پس استغفار كرد پروردگارش را ) يعنى از خداوند درخواست آمرزش و طلب پوشش كرد .
وَ خَرَّ راكِعاً
( و به روى افتاد و ركوع كننده ) يعنى نماز گزارد .
وَ أَنابَ
( و بازگشت ) به سوى او . و گفتهاند : به زمين افتاد و خدا را سجده كرد و به سوى او رجوع كرد ، چه اين كه گاهى از سجده به عنوان ركوع