تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ولى آنان كه گفته‌اند جمع بر دو نفر نيز اطلاق مىشود به اين آيه تمسك جسته‌اند ولى جواب آنها در جملهء فوق گفته شده است .
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ
( زمانى كه داخل شدند بر داود پس او هراسيد از ايشان ) كه در غير وقت مخاصمه ، وارد شده و از غير درب وارد گشتند و بدون اذن او داخل شدند .
قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ
( گفتند نترس دو ستيزه كننده است ) يعنى به داود گفتند ما دو خصم هستيم .
بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ
( بعضى بر بعض ديگر ستم كرده است ) آمديم تا ميان ما قضاوت كنى .
فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ
( پس حكم كن ميان ما به حق و ستم نكن ) و تجاوز از حق نكن كه فقط به ميل يكى قضاوت كنى
وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ
( و هدايت كن ما را به راه راست ) يعنى ارشاد و دلالت كن ما را به راه ميانه‌اى كه راه حق است . سپس خداوند از قول يكى از دو خصم به خصم ديگر مىگويد :
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ
( همانا اين برادر من است براى اوست نود و نه ميش و براى من يك ميش است ) . « خليل » گويد : نعجه عبارت است از مؤنث گوسفند و گاو وحشى و گوسفند كوهى و عرب از زنان به ( نعاج ) تعبير مىكنند .
فَقالَ أَكْفِلْنِيها
( پس گفت واگذار آن را به من ) يعنى آن يك ميش را نيز به . ميشهاى من منضم كن و آن را در كفالت و حيازت من قرار بده و مقصود اين است . كه آن را به من ببخش و در نصيب من قرار بده . و اين گفتار از « ابن عباس » و « ابن مسعود » و « مجاهد » مىباشد .
وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
( و مغلوب كرد مرا در خطاب ) يعنى در كلام به من غلبه كرد ، و برخى گفته‌اند مقصود اين است كه : اگر سخن مىگفت رساتر بود و
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 87 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على صحت