برخى گفتهاند : صاحب نيرو و قوت بر دشمنان و غلبه بر آنان بود چون سنگى را از سنگ انداز خود به سينهء كسى پرتاب مىكرد از سينهء او وارد و از پشت او خارج شده و به ديگرى اصابت مىكرد و هر دو را هلاك مىگردانيد .
و نيز گفته شده كه : ( ذا الايد ) به معنى صاحب قدرت عظيم و نعمتهاى بزرگ و فراوان مىباشد ، چه اين كه در كنار محراب و لشكرگاهش هزاران مرد نيرومند در هر شب مىخوابيد
إِنَّهُ أَوَّابٌ
( همانا اوست بسيار باز گردنده ) يعنى بسيار توبه كنندهاى كه از هر چيزى كه براى خداوند ناپسند باشد رجوع كرده و به سوى آن چه خداوند واجب كرده است باز گردد . و ( اوّاب ) از ( آب - يؤب ) به معنى ( رجع ) مىباشد . و اين سخن از « مجاهد و ابن زيد » است . و « سعيد » گفته مراد از ( اوّاب ) عبارت از ( مسبح ) مىباشد . و « ابن عباس » گويد :
( اوّاب ) به معنى اطاعت كننده است .
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ
( و همانا مسخّر كرديم كوهها را با او تسبيح مىكنند ) خداوند را ، چون داود تسبيح مىكند .
احتمال دارد تسبيح جبال به اين باشد كه خداوند در آنها تسبيح را خلق كرده باشد و يا بنائى را قرار داده باشد كه آواز تسبيح از آن خارج شود .
بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ
( به شامگاه و صبحگاه )
وَ الطَّيْرَ
( و مرغان ) يعنى و رام كرديم براى او مرغان را
مَحْشُورَةً
( جمع شده ) كه به نزد داود جمع شده و با او خدا را تسبيح مىكردند .
كُلٌّ
( همه ) يعنى همهء پرندگان و كوهها
لَهُ أَوَّابٌ
( به سوى او باز گردنده است ) يعنى رجوع مىكردند به مراد داود و او را در تسبيح اطاعت و تبعيت مىكردند .
« جبائى » گويد : مانعى ندارد كه خداوند در پرندگان معارفى را