است ، گويا كه خداوند مىگويد : ( سوگند به قرآن كه امر آن چنان نيست كه مىگويند ) و اين دو سخن ، اولى از « فراء » و دومى از « قتاده » است .
4 - جواب قسم جملهء
( كَمْ أَهْلَكْنا )
بوده و ( لام ) قسم به خاطر طول كلام از سر ( كم اهلكنا ) حذف شده است چنان كه لام در كلام
( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى )
كه بايد ( لقد . . . ) باشد به خاطر طول كلام حذف شده است . اين سخن نادرست است زيرا كه ( كم ) مفعول بوده و لام بر سر مفعول داخل نمىشود .
5 - جواب قسم در آخر سوره اين جمله است
( إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ )
ولى توجه مىكنيد كه جواب از خود قسم بسيار دور مىباشد .
وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ
- در اين جمله دو قول است :
اول - « زجاج » گويد : ( تا ) به ( لا ) متصل بوده و ( لات ) به معنى ( ليس ) است ، در اين صورت ( حين ) منصوب و خبر ( ليس ) مىباشد كه اسم آن در تقدير بوده و ( الوقت ) مىباشد ، و يا خبر در تقدير بوده و ( حين ) مرفوع و اسم ( ليس ) است .
كسانى كه وقف به ( تاء ) كرده درست گفتهاند به خلاف آنان كه ( لات ) را به صورت ( لاه ) به ( ه ) وقف كردهاند ، زيرا كه اين ( تاء ) مانند ( تاء ) در فعل ( ذهبت ) مىباشد و يا ( تاء ) در حرف چون ( رأيت زيدا ثمت عمروا ) « اخفش » گويد : لات حين مناص ، مانند ( لا رجل فى الدار ) مىباشد دوم - اين كه ( تاء ) متصل به ( حين ) است ، چنان كه شاعر گويد :
العاطفين تحين ما من عاطف * و المطعمين زمان ما من مطعم
شأن نزول
مفسران گفتهاند : اشراف « قريش » كه بيست و پنج نفر بودند و « وليد ابن مغيره » كه بزرگتر از ايشان بود ، و « ابو جهل » و « ابى بن خلف » و « امية ابن خلف » و « عتبه » و « شيبه » پسران « ربيعه » و « نصر بن حارث » كه همه از اشراف قريش بودند به نزد « ابو طالب » آمدند و گفتند : تو پير و بزرگ ما