مردم روزگار ) به اين كه رسولان را تكذيب كردند .
فَنادَوْا
( پس ندا كردند ) هنگام وقوع عذاب و استغاثه نمودند
وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ
( و نبود هنگام گريز ) يعنى زمانى نبود كه نجات يابند و ناديده گرفته شوند .
و برخى گفتهاند : نبود هنگام ندايى كه نجات بخش باشد .
« قتاده » گويد : يعنى ندا كردند هنگامى كه وقت ندا نبود .
وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ
( و عجب مىكردند كه بيايدشان ترسانندهاى از جانب خودشان ) يعنى شگفت داشتند كه پيامبرى از جانب خودشان مبعوث شود كه از طرف خداوند مأموريت داشته و ترساننده باشد كه ايشان را از معاصى بر حذر داشته و از آتش بترساند .
وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ
( و گويند كافران اين جادوگر دروغگو است ) با اين كه خود را رسول خداوند مىداند .
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً
( آيا قرار داد خدايان را خداى واحدى ) اين جمله ، استفهام انكارى و سخن اعجاب آميز است ، و به اين جهت است كه پيامبر اكرم ( ص ) عبادت خدايان ايشان را در مقابل عبادت خداوند باطل كرده بود و آنان را به عبادت خداوند يكتا دعوت مىكرد و لذا ايشان تعجب مىكردند از اين سخن ، و مىگفتند : چگونه براى ما يك خدا قرار داد پس از آن كه خدايان متعددى را عبادت مىكرديم .
إِنَّ هذا
( بدرستى كه اين ) كه محمد ( ص ) مىگويد : خداوند يكى است .
لشىء عجاب ( چيز شگفتى است ) و بسيار تعجب آور است
.