است ، يعنى قرآن را به عمل خود عرضه كن .
قرائت دوم نظر « ثقفى » بوده كه ( صاد ) را به فتح ( دال ) خوانده است و توجيه آن نيز بر دو گونه است اول اين كه فتحه اخف از كسره است و دوم اين كه ( صاد ) علم باشد بر سوره و غير منصرف باشد .
قرائت سوم كه قرائت مورد انتخاب است به وقف ( صاد ) مىباشد چون ( صاد ) از حروف هجاء بوده و لازمهء آن وقف است .
عجاب - اين كلمه با تشديد به معنى زياده روى در تعجب است كه مرحلهء اول ( عجيب ) ، مرحلهء دوم ( عجاب ) به تخفيف و مرحلهء سوم از نظر شدت ( عجّاب ) به تشديد مىباشد .
شقاق - به معنى خلاف است و اصل اين كلمه از قرار گرفتن يكى از دو فرقه در جانبى و سمتى مىباشد ، گفته مىشود ، فلانى شق عصاى اجتماع مىكند يعنى به خلاف ايشان كار مىكند .
مناص - اين كلمه از ( نوص ) بوده و به معنى تأخر است و در مقابل آن ( بوص ) بوده كه به معنى تقدم مىباشد .
اعراب
وَ الْقُرْآنِ
- حرف ( واو ) قسم بوده و جواب آن را چند گونه دانستهاند كه به ترتيب توجه مىكنيد :
1 - جواب قسم محذوف بوده و تقدير چنين باشد ( لقد جاء الحق و ظهر الامر ) زيرا كه حذف در جواب رساتر مىباشد چون در اين صورت جواب قسم عموميت داشته و به يك معنى اختصاص پيدا نمىكند .
2 - جواب قسم عبارت از ( ص ) به معنى ( صدق ) است كه مقصود چنين است ( سوگند به قرآن كه محمد ( ص ) راست مىگويد ) 3 - جواب قسم چيزى است كه اين جمله جاى او را گرفته است
( كَمْ أَهْلَكْنا )
و يا چيزى بوده كه به جاى آن
( بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا )
قرار داده شده