نسبى و به حقيقت دانستند پريان كه احضار شوندگانند . منزه است خداوند از آنچه مىستايند . مگر بندگان خداوند خالص شدگان .
قرائت
اصطفى - « ابو جعفر » و « نافع » به روايت « اسماعيل » و « ورش » از از طريق « اصفهانى » كلمهء ( اصطفى ) را به ما قبل خود متصل دانسته و چنين خواندهاند ( . . لكاذبون اصطفى البنات . . . ) و همزهء ( اصطفى ) را به كسر خواندهاند .
« ورش » از طريق « بخارى » و ديگران به فتح همزهء ( اصطفى ) قرائت كردهاند .
ابو على گويد : توجيه در قرائت اول اين است كه لفظ ( اصطفى ) خبر باشد ، يعنى از دروغشان اين است كه مىگويند : ( خداوند دختران را برگزيده است ) پس در نظر آنان اين چنين است ، چنان كه خداوند مىگويد :
( ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ )
، « بچش كه همانا تو عزيز و گرامى هستى - دخان - 49 » كه در اين آيه منظور اين است كه اى پيغمبر تو در نزد خودت عزيز و گرامى هستى . و جايز است كه ( اصطفى البنات ) از ( ولد اللَّه ) بدل باشد زيرا ولادت و اتخاذ آنها مانند اصطفاء و برگزيدن آنها مىباشد پس جملهء ( اصطفى ) بدل از مثال سابق مىباشد . و ممكن است كه جملهء ( اصطفى البنات ) تفسير از ( و انهم لكاذبون ) باشد و ممكن است كه جملهء ( اصطفى ) متعلق به ( يقولون ) باشد كه حرف عطف ساقط شده است مانند :
( سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ )
« به زودى گويند سه تا بودند چهارمشان سگ آنان بود .
كهف - 22 » .
و توجيه در قرائت دوم اين است كه كلمهء ( اصطفى ) بر اساس نكوهش و توبيخ باشد چنان كه خداوند گويد :
( أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ )
« يا بگرفت از آنچه آفريد دختران را - زخرف - 16 » كه در چنين مواردى منظور از كلام ،