قرعه انداخته تا يكى را به دريا افكند و در هر سه بار قرعه بنام يونس افتاد و لذا دانستند كه منظور همان يونس است ، او نيز خود را به دريا افكند و يا مردم او را به دريا افكندند .
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ
( بلعيد او را ماهى ) گفتهاند كه خداوند به ماهى وحى فرستاد كه من بندهء خود را روزى تو قرار ندادهام بلكه شكم تو را مسجد او قرار دادهام ، پس نبايد استخوانى از او بشكنى و پوستى از بدن او را زخمى كنى .
وَ هُوَ مُلِيمٌ
( و او نكوهيده بود ) يعنى او مستحق و سزاوار سرزنش بود نه اين كه سزاوار عذاب باشد به خاطر اين كه بدون امر خداوند از ميان قومش خارج شده بود .
در نزد ما شيعيان ، ملامت حضرت يونس به خاطر ترك مندوب و مستحبّ بوده و انسان گاهى براى ترك كار مستحبّ و مندوب مورد ملامت قرار مىگيرد ولى آن كسى كه سر زدن گناه صغيره را از انبياء جايز مىداند ، كار حضرت يونس را گناه صغيره مىشمارد كه به واسطهء رفتن در شكم ماهى كفارهاش داده شده و مورد بخشش قرار گرفته است . اهل تفسير در مدت درنگ يونس در شكم ماهى اختلاف كردهاند :
« مقاتل بن حيان » گويد : سه روز بوده است .
« عطا » گفته : هفت روز بوده است .
« ضحاك » قائل شده كه : بيست روز بوده است .
« سدى » و « مقاتل بن سليمان » و « كلبى » آن را چهل روز دانستهاند .
فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ
( پس اگر نبود كه او از تسبيح كنندگان بود ) يعنى اگر نبود كه در حال بيچارگى از نماز گزاران و نيايشگران باشد تا خدا او را هنگام بلاء و نجات دهد . . . اين قول « قتاده » است « سعيد بن جبير » گويد : تسبيح « يونس » اين بود كه مىگفت
( لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ