يقطين - هر درختى را گويند كه از زمستان تا تابستان باقى بماند و براى آن ساقه نباشد .
اعراب
مصبحين - حال از ( تمرون ) مىباشد و ( بالليل ) نيز جار و مجرور محلا منصوب است چون عطف به ( مصبحين ) است و تقدير چنين مىشود ( تمرون عليه مصبحين و ممسين )
سخنى از « لوط » و « يونس »
تفسير
اين بار خداوند پس از ياد آورى از « الياس » به ذكر « لوط » پرداخته و مىفرمايد :
وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
( همانا لوط از مرسلان است ) يعنى لوط يكى از رسولانى است كه خداوند او را فرستاده تا به طاعت او دعوت كند و به امر توحيد مردم را آشنا گرداند .
إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ
( زمانى كه نجات داديم او را و كسانش را همگى ) يعنى خلاص كرديم او را و آنان كه از قومش به او ايمان آورده بودند از عذاب درماندگى .
إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ
( مگر پير زنى را در بازماندگان ) يعنى در ميان باقى ماندگان كه هلاك شدند پير زنى كه همسر « لوط » بود نگه داشتيم .
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ
( سپس هلاك كرديم آخرين را ) كه نابود كرديمشان .
وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ وَ بِاللَّيْلِ
( و همانا شما مىگذريد بر ايشان صبح كنندگان و به شب ) اين خطاب متوجه مشركان عرب است كه شما مىگذريد در رفت و آمدتان به شام بر منزلها و قريههاى قوم « لوط » .
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
( آيا تعقل نمىكنيد ) مقصود اين است كه : آيا تفكر نمىكنيد در آنچه بر آن قوم نازل شد تا از كفر و گمراهى كه ايشان مرتكب مىشدند