سزاوار نيست به كسى از اهل بهشت كه داخل بهشت شود و به كسى از اهل دوزخ كه داخل دوزخ شود و در نزد او مظلمهاى باشد مگر آن كه از او قصاص كنم سپس اين آيه را تلاوت كرد :
لا ظُلْمَ الْيَوْمَ
( ستمى نيست امروز ) يعنى كسى براى كسى ستمى نكند و از ثواب كسى ناقص نشده و در عقاب كسى افزوده نگردد .
إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ
( همانا خداوند زود حساب است ) و محاسبه از كسى ، او را از محاسبهء ديگرى باز نمىدارد
:
نظم :
نظم در آيات گذشته بدين قرار است كه خداوند
( رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ . . . )
را به ما قبل خود كه شرح حال كافران دربارهء انكار قيامت است متصل ساخته و به ذكر حال ايشان كه به اين حقيقت اعتراف مىكنند مىپردازد . و نيز خداوند پس از ذكر اين كه كافران بر خود خشم مىكنند به خاطر سنگينى آنچه بر ايشان نازل مىشود و پس از آن سؤال از بازگشتن به دنيا را از قول ايشان نقل كرده است . و وجه اين كه خداوند اين سخن
( فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا )
را به ما قبل خود كه اقرار به صفت پروردگار مىباشد متصل و پيوسته كرده اين است كه گويا كافران مىگويند : ما اعتراف كرديم به تو اى پروردگار ما ، پس تو ميراندى ما را ، و زنده كردى ما را با اين حال اعتراف مىكنيم به گناهان خود .
و اين جملهء
( هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آياتِهِ )
به جملهء
( الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ )
متصل شده تا معلوم شود كه ارائه آيات نيز از صفات خدا بوده و كيست كه داراى اين صفات باشد ؟ .
جملهء
( رَفِيعُ الدَّرَجاتِ )
را خداوند به جملهء
( هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آياتِهِ )
پيوسته گردانيده تا به صفات خود عطف كرده و بگويد ( و نيز خداوند رفيع الدرجات است ) . و برخى گفتهاند : چون خداوند حال هر دو گروه از مؤمن و كافر را بيان كرد به ذكر درجات پرداخت
.