و نيز روايت مرفوعى در اين باب نقل كردهاند .
و عدهاى گفتهاند : افراد مستثنى عبارتند از شهيدان در راه خداوند و اين سخن را « سعيد بن جبير » و « عطا » از « ابن عباس » و « ابو هريره » ، از پيغمبر ( ص ) نقل كردهاند كه آن حضرت دربارهء اين آيه از كسانى كه شامل بيهوشى مرگآور نمىشوند از جبرائيل سؤال كرد و او جواب گفت كه ايشان شهيدان مىباشند كه شمشيرهاى خود را كنار عرش به كمر بستهاند .
ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى
( سپس دوباره در صور دميده شد ) مراد از نفخهء دوباره نفخهء بعث و رستاخيز است كه آن نفخهء دوم است .
« قتاده » در حديث مرفوعى كه نقل كرده گويد : ميان دو نفخه از جهت زمان چهل سال مىباشد ، و گفته شده كه خداوند پس از نفخ صور و مردن افراد ، اجسام را نابود كرده و دوباره ايشان را بازميگرداند و خداوند هم با اين بيان :
فَإِذا هُمْ قِيامٌ
( پس ناگهان ايشانند ايستادگان ) از سرعت ايجاد و پديد آوردنشان خبر مىدهد ، زيرا خداوند سبحان زمانى كه نفخهء دوم دميده شد ايشان را پس از آن باز مىگرداند ، پس ايشان از گورهاى خود برخاسته و مىايستند .
يَنْظُرُونَ
( مىنگرند ) يعنى منتظرند تا چه شود بر ايشان و به چه چيزى دستور داده شوند .
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
( و درخشيد زمين به نور پروردگارش ) يعنى روشن شد زمين به عدل پروردگارش در روز قيامت ، زيرا نور و روشنايى زمين به عدل و داد است ، چنان كه نور علم و دانش به عمل و كردار است ، و اين سخن « حسن » و « سدى » مىباشد .
و برخى گفتهاند : زمين مىدرخشد به نورى كه خداوند خلق كرده و به واسطهء آن زمين قيامت را روشن ساخته بدون اين كه نور خورشيد و ماهى در كار باشد