و مىگويد :
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
( منزه و برتر است از آن چه شرك مىورزند ) يعنى از آن چه شبيه و مثل به او نسبت مىدهند .
« صور » دميده مىشود
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ
( و دميده شد در صور ) و آن شاخى است كه « اسرافيل » در آن مىدمد .
حكمت در دميده شدن ( صور ) اين است كه خداوند آن را نشانهاى قرار داده تا خردمندان پايان كار خود را در جهان تكليف دانسته و آغاز خلقت جديد را متوجه شوند ، پس اين را تشبيه كرده به آنچه در ميان مردم متعارف است كه هنگام كوچ و رحلت و نزول و فرود بوق مىزنند و براى مردم چه مثالى بهتر از اين مىتوان در اين حادثه به كار برد .
برخى گفتهاند ( صور ) جمع صورت است ، گويا كه در صورتها و چهرههاى مردم دميده مىشود و اين قول « قتاده » است و نيز از او نقل شده كه ( صور ) را بفتح واو قرائت كرده است .
فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
( پس بيهوش بر زمين افتاد آن كه در آسمانها و آن كه در زمين است ) يعنى از سختى و شدت اين صيحه و فرياد كه از ( صور ) خارج مىشود همهء آنها كه در آسمانها و زمين است مىميرند .
گفته مىشود : ( صعق فلان ) ، « فلانى بيهوش شد » زمانى كه بميرد به حال وحشتناك چون صيحهاى كه عظيم باشد .
إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ
( مگر آن كه را خدا بخواهد ) در معنى مستثنى ( يعنى آن كسى كه از خطر صور و بيهوشى معاف است ) اختلاف شده است .
برخى گفتهاند افراد مستثنى عبارتند از : « جبرئيل » ، « ميكائيل » ، « اسرافيل » و ملك الموت يعنى « عزرائيل » . و اين سخن از « سدى » نقل شده