كفلك ) ، « آن چه با همهء كف دست خود فرا گيرى » خداوند با اين بيان از كمال قدرت خود خبر داده و يادآور مىشود كه زمين با همهء بزرگيش در تحت قدرت اوست مانند چيزى كه قابض در كف دست خود درمىآورد ، پس در قبضهاش مىشود ، اين سخن بر اساس سخنان مردم مىباشد كه خداوند خواسته است بر ما به آسانى بفهماند چه اين كه ما مىگوئيم ، اين چيز در قبضهء فلانى و در دست فلانى است زمانى كه تصرف آن بر او آسان باشد اگر چه قبض نكرده است
آسمانها پيچيدهء دست قدرت اوست
و همچنين است قول خداوند كه مىفرمايد :
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ
( و آسمانها پيچيدهء دست او هستند ) يعنى مىگرداند با قدرت خود هم چنان كه ما چيزى را كه توانايى داريم با دست خود مىگردانيم ، به كار بردن « يمين - دست » براى مبالغه در قدرت و ثابت كردن بيشتر مالكيت است ، چنان كه خداوند ميفرمايد :
( أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ )
، « آن چه مالك شد دستهايتان » يعنى آن چه در تحت قدرت شماست ، زيرا ملك چيزى نيست كه بدون يسار و اعضاء ديگر بدن به ( يمين ) اختصاص داشته باشد .
و برخى گفتهاند : معنى چنين است كه آسمانها محفوظ و مصون به قوت خداوند است و ( يمين ) را به معنى ( قوت ) گرفتهاند چنان كه شاعر ميگويد :
اذا ما راية رفعت لمجد * تلقاها عرابة باليمين
« زمانى كه پرچمى نباشد كه براى عظمت افراشته گردد - آن را « عرابه » به دست ( يمين ) خود قرار گيرد » « 1 » .
سپس خداوند خود را تنزيه و پاك مىكند از آنچه به او شريك قائل ميشوند
هامش
( 1 ) اين شعر را شخصى بنام « شماخ » گفته و « جوهرى » آن را به « حطيئه » نسبت داده است و « عرابه » اسم مردى از « انصار » مىباشد .