و مداهنهء كافران نگه داشته و معصوم گردانيده است ، و در اين سخن چيزى نيست كه دلالت كند به صحيح بودن گفتهء اهل وعيد كه قائل به احباط و تباهى اعمال مىباشند ، زيرا معنى آيه چنين است ، كسى كه در عبادت خدا شرك بورزد و بتها و غير آنها را در عبادت خدا شريك قرار دهد ، عبادت او بر وجهى قرار مىگيرد كه استحقاقى براى ثواب پيدا نمىكند ، و لذا اين عمل را خداوند وصف مىكند كه آن تباه است زيرا اگر عمل ، خالص براى خداوند باشد سزاوار ثواب مىتواند باشد .
سپس خداوند سبحان امر به توحيد مىكند و مىفرمايد :
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ
( بلكه خداوند را عبادت كن ) يعنى عبادت خود را تنها بسوى خداوند بدون توجه به بتها ، متوجه كن
وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ
( و بوده باش از سپاسگزاران ) آنان كه بر نعمتهاى خداوند سپاس گذاشته و عبادت را خالص براى خداوند انجام مىدهند .
( بحث ادبى )
« زجاج » گويد : ( اللَّه ) معمول منصوب ( فاعبد ) است و ( فا ) به معنى مجازات آمده است و مقصود چنين مىشود ، چون بيان كردم پس عبادت كن خداى را .
.