( وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ )
اين جمله مبتدا و خبر است و اين جمله چون داراى معنى حال مىباشد لذا اعرابا منصوب مىباشد و از واو حال بخاطر ضمير ، بىنياز هستيم ، و جايز است ( وجوههم ) را بخاطر بدل از
( الَّذِينَ كَذَبُوا )
منصوب خواند يعنى ( و ترى وجوه الذين كذبوا على اللَّه مسودة )
تفسير :
و چون خداوند سبحان مردم را بخاطر دور ماندن از عذاب و عقوبات امر به تبعيت از طاعات و واجبات و اجتناب از زشتيها كرد ، غرض از اين كار را به اين نحو بيان فرمود كه :
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ
( اينكه گويد كسى ) يعنى به ترس از اينكه گويد ، يا به حذر از اينكه گويد و معنى اين است كه كراهت داريد در حالتى قرار گيريد كه در آن گوئيد :
يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
( اى دريغ بر آنچه كوتاهى كردم در جنب خداوند ) يعنى دريغا از پشيمانى من بر آنچه ضايع كردم از ثواب كردن براى خداوند ، اين قول « ابن عباس » است .
و گفته شده است كه : اى دريغ بر آنچه كوتاه آمدم در امر خداوند ، و اين سخن از « مجاهد » و « سدى » وارد شده است ، از « حسن » نقل شده كه ، جنب خداوند - بمعنى طاعت خداوند است .
« فراء » گويد : جنب بمعنى قرب و نزديكى مىباشد كه قرب خداوند و جوار خداوند منظور مىباشد ، مثلا گفته مىشود كه فلانى در جنب فلانى زندگى مىكند يعنى در جنب و جوار او زندگى مىكند . پس معنى بر اساس اين تفسير چنين مىشود كه : كسى گويد اى دريغ بر آنچه كوتاه آمدم در جنب خدا يعنى در طلب قرب و جوار خدا كه آن بهشت است .
« زجاج » گويد : منظور از جنب ، طريق و راه است كه معنى چنين مىشود :
اى دريغ از اينكه كوتاه آمدم در راهى كه آن راه خداوند است ، پس جنب به