به چيزى كرده و ديگرى از آن نهى مىكند و هر يك به تنهايى اراده دارند كه وى او را خدمت كند و سپس هر يك كار خود را به ديگرى واگذار مىكند و در نتيجه آن مرد بدون منفعت باقى مىماند و اين حال كسى است كه ارباب و جماعت مختلفى را خدمت كند كه هر يك داراى عقيده و نظر مخصوصى باشد . تا اينجا سخن از مثل كافر بوده ولى از اين به بعد خداوند به مثل مرد مؤمن موحد پرداخته و مىفرمايد :
وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ
( مردى كه سلم است بر مردى ) يعنى خالص بوده كه يك پادشاه را عبادت مىكرده و به خدمت او خدمت ديگرى آلوده نكرده بوده و از ديگرى غير از او اميد نداشته است پس آن كه به اين صفت باشد به ثمرهء خدمت خود مىرسد مخصوصا اگر مخدوم او حكيم و قادر و كريمى مثل خداوند باشد .
« حاكم ابو القاسم حسكانى » به اسناد خود از حضرت امير المؤمنين ( ع ) نقل كرده كه فرمود : من اين مرد هستم كه تسليم رسول خدا مىباشم ! « عياشى » به اسناد خود از امام باقر ( ع ) نقل كرده كه فرمود : در حقيقت ( مرد سلم ) على ( ع ) و شيعيان او مىباشند .
هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا
( آيا يكسان است آن دو از نظر مثل ) يعنى آيا اين دو مرد از نظر صفت و شباهت در حسن عاقبت و حصول منفعت يكسان هستند ؟
يعنى مساوى نمىباشند ، پس خالص آن است كه پادشاه او يكى بوده و از كمك و يارى او چيزى به دستش آيد كه صاحب پادشاهان و شريكان مختلف نميتوانند بدست بياورند . و اكنون خداوند دامنهء سخن را بسته و مىگويد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ
( سپاس مر خدا راست ) يعنى سپاس كنيد خدا را كه مستحق ستايش و سپاس است بر اين مثلى كه به شما آموخت و به واسطهء آن شبهه را از ميان مؤمنان بر طرف كرده و دلالت را بر ايشان واضح گردانده است .
و نيز گفتهاند : سپاس كنيد خدا را بر اين كه به شما لطف كرده تا تنها