قرائت :
سلما - « ابن كثير » و اهل بصره غير از « سهل » اين كلمه را به صورت ( سالما ) با الف قرائت كرده و ديگران بدون الف و با فتح لام خواندهاند و در ميان قرائتهاى قليل قرائت « سعيد بن جبير » است كه ( سلما ) به كسر سين خواندهاند .
« ابو على » گويد : تأكيد مىكند به صورت ( سالما ) را ( فيه شركاء ) چنان كه ( شريك ) اسم عين است نه حدث ، نيز آن كه در مقابل آن است بهتر است به وزن فاعل باشد كه اسم عين است نه حدث . و به صورت ( سلما و سلما ) دو مصدر مىباشد كه اولى به معنى تسليم و دومى به معنى صلح است .
خزى - خوارى ، ناخوش آيند تشاكس - اختلاف ، تنازع ، ممانعت اختصام - به معنى رد كردن هر يك از دو طرف دليل و سخن ديگرى را بر اساس انكار مىباشد ، كه گاهى يكى حق و يكى باطل و گاهى هر دو باطل مىباشند . مانند مخاصمهء نصارى و يهود ، و گاهى هر دو طرف حق مىباشد .
اعراب :
عربيا - منصوب بوده چون حال است يعنى در حال عربيت قرآنا - تأكيد است رجلا - بدل است از ( مثلا ) يعنى ( ضرب اللَّه مثلا مثل رجلا ) كه مضاف حذف شده است .
فِيهِ شُرَكاءُ
- مرفوع به ظرف است و رجلا عطف به رجلا اول است .
تفسير :
و اكنون خداوند خبر مىدهد از آن چه به امتهاى تكذيب كننده انجام داده و مىگويد :
فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ
( پس چشانيد خداوند به ايشان خزى را ) يعنى