تفسير :
اكنون خداوند به بيان حال دو فرقهء حق و باطل اشاره كرده و فرمايد :
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ
( پس كيست ظالمتر از آن كه به خدا دروغ بست ) به اين كه گفت براى خدا فرزند و شريك مىباشد .
وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ
( و به راستى تكذيب كرد ) كه توحيد و قرآن باشد
إِذْ جاءَهُ
( زمانى كه بيامدش ) ، سپس خداوند تهديد كرده آن كه را به اين حالت بوده و مىگويد :
أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ
( آيا در جهنم جايگاهى براى كافران نيست ) يعنى منزل و مقامى براى منكران حق در جهنم نيست ؟ ! و منظور از اين استفهام تثبيت و تقرير است ، يعنى محققا جايگاهى بر ايشان در بهشت خواهد بود .
وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ
( و آن كه آورد صدق را و تصديق كرد آن را ) .
در معنى آيهء فوق اختلاف شده ، برخى گفتهاند مراد از :
( وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ )
حضرت محمد ( ص ) است كه قرآن را آورده و مؤمنان او را تصديق كردند و او حجت ايشان در دنيا و آخرت است . و اين سخن « ابن زيد ، قتاده ، و مقاتل » است و استدلال كردهاند به اين كه خدا مىگويد :
أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
( ايشان آنانند پرهيزكاران ) .
و نيز گفته شده منظور از :
( وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ )
« جبرئيل » است كه قرآن را آورده و محمد ( ص ) آن را تصديق و قبول كرده است و اين قول « سدى » است .
و برخى گفتهاند : منظور از
( الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ )
حضرت محمد بوده كه بر وى كلمهء ( لا إله الا اللَّه ) آمده كه آن را تصديق كرده و آن را تبليغ نموده است و اين گفتار « ابن عباس » است و گويد : اگر تصديق كننده غير از محمد ( ص ) باشد